باران مبار!  

Posted by: mehran in


باران مبـار که اوضــاع ما روبـراه نیست
روزی چــوروزگـارتارمن اما، تباه نیست
رگباربی‌امان تــوبرکلبه چــون زند ضربه
برطفلـکان پاره پوش من آن‌جا، پناه نیست
از لایه‌های سقف شکسته‌ چوسرزنی برما
برپاره‌سفره‌کهنه‌ام‌افسوس،جزدردوآه نیست
باران ببـار برگل وگلــزاروگلشن وصحرا
درشوره‌ زارخشک زندگـی ما، گیاه نیست
کوآن طراوتی که توبخشی بهارراهرسال؟
مارابه‌غیرمرگ نصیبی زسـیل سیاه نیست
باران به گوش‌زنده دلان‌گرترانه می‌خوانی
برماچورعد وبرق می‌رسد، آیا گناه نیست؟
باران مبار که طفلانم ازتوشـــکوه‌ها دارند
هیچت به جسم زردوزارفقیران نگاه نیست


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

0 نظرات

ارسال یک نظر